شلم شوربای جمهوری اسلامی

اوضاع ایران هر روز درهم برهم‌تر از دیروز می‌شود. دعوای میرحسین و کروبی (مردم) با احمدی‌نژاد به حاشیه رفته است و این خامنه‌ای و هاشمی هستند که به جان هم افتاده‌اند.

خامنه‌ای از سکوت و دو پهلو گویی هاشمی ناراحت است و هاشمی از بی‌توجهی خامنه‌ای به حرفهایش. طرفداران محمود احمدی‌نژاد هم که از هر فرصتی برای حمله به هاشمی سوء‌استفاده می‌کنند؛ از محمد یزدی گرفته تا غلامحسین الهام و زنش.

قبل از این، محافظه‌کاران در حمله به هاشمی هماهنگ‌تر بودند، اما فعلن که چنین نیست. احمد خاتمی آن جیغ‌کش معروف، با «بزرگوار» خطاب کردن هاشمی از او خواسته که جواب یزدی را ندهد، اما هاشمی این درخواست را قبول نکرده است.

احمدی‌نژاد بعد از شکست علی لاریجانی در قضیه لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، به جان صادق افتاده و او را به «دیکتاتوری» متهم کرده است. قوه قضائیه هم با انتشار بیانیه‌ای جواب رئیس دولت دهم را داده است.

جبهه پیروان خط امام و رهبری هم به احمدی‌نژاد نامه داده و خواستار برکناری اسفندیار رحیم‌مشایی از سمت‌های دولتی شده است.

پنجشنبه هم دو نفری که اصلن به قضیه انتخابات ربطی نداشته‌اند اعدام شده‌اند و احمد جنتی هم در نماز جمعه در دفاع از احمدی‌نژاد، حملاتی متوجه قوه قضائیه کرده است.

دست‌آخر اینکه مهدی کروبی با یک روزنامه خارجی مصاحبه کرده و گفته که دولت محمود تا چهار سال دیگر دوام نخواهد آورد و احزاب و گروه‌ها قرار است با یکدیگر متحد شوند.

خلاصه اینکه فکر می‌کنم از این شلم شوربای جمهوری اسلامی، قرار است چیزی دربیاید. باید منتظر بود.

نهم بهمن‌ماه ۱۳۸۸

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

احمدی‌نژاد از اول هم رئیس دولت نظام بود

خبرگزاری فارس خبری از قول مهدی کروبی مبنی بر به رسمیت شناختن محمود احمدی‌نژاد به عنوان «رئیس جمهوری» ایران منتشر کرد که چند ساعت پس از آن حسین کروبی با اصلاح این خبر گفت که پدرش، احمدی‌نژاد را تنها به عنوان «رئیس دولت نظام» به رسمیت می‌شناسد.

خبرگزاری فارس یا نمی‌داند تفاوت «رئیس دولت نظام» با «رئیس جمهور» منتخب مردم چیست، یا اینکه طبق معمول دست به تحریف‌های همیشگی از وقایع و گفته‌های دیگران زده تا به هدف خود برسد.

با این گفته کروبی که محمود احمدی‌نژاد «رئیس دولت نظام» است کاملن موافقم. احمدی‌نژاد رئیس دولت نظامی است که خود را در زرورق جمهوریت پیچیده، اما پایبند به هیچ‌یک از ارکان آن نیست.

احمدی‌نژاد با حکم ولی‌امری که «مشروعیتش را از خدا» می‌گیرد، به عنوان رئیس دولت انتخاب شده است. در حکومتی که رای مردم تنها حربه‌ای برای پز دادن به جهانیان است، چگونه می‌توان فردی همچون احمدی‌نژاد را منتخب جمهور دانست.

احمدی‌نژاد را باید به عنوان «رئیس دولت نظام» به رسمیت شناخت. هر نظامی باید رئیس و مسئولی داشته باشد، فارغ از اینکه با رای مردم روی کار آمده باشد یا از سوی «نماینده خداوند» منصوب شده باشد.

تاکید بر به رسمیت شناختن احمدی‌نژاد به عنوان «رئیس دولت نظام»، برای آن است که اگر فرداروزی قرار شد آمران، عاملان و مباشران خونریزی‌‌ها، سرکوب‌ها و جنایت‌ها محاکمه شوند، بدانیم که یقه چه کس و کسانی را باید بگیریم.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

اسلام رادیکال؛ یگانه محرک طالب‌- بسیجی

در شهرستان ۱۷۰هزار نفری «سرباز»، در کمتر از سه ماه، ۲۶هزار نوجوان ۱۳ساله را به عضویت بسیج درآورده‌اند.

شهرستان «سرباز» از توابع استان سیستان و بلوچستان است که چند ماه پیش در یک انفجار «تروریستی»، گروهی از سرداران سپاه در آنجا جان خود را از دست دادند.

فارغ از درستی و نادرستی این خبر، بسیاری اوقات فکر می‌کنم، کارکرد‌ ۲۳هزار پایگاه‌ بسیج برای جمهوری اسلامی چه شباهتی می‌تواند با ۱۰هزار مدرسه طلبان در پاکستان داشته باشد.

در جمهوری اسلامی از بسیجیان نوجوانی که سن و سال آنها بین ۱۳تا ۱۵سال است، برای سرکوب معترضان استفاده می‌شود. بدست گروهی از آنها سلاح می‌دهند و بدست جماعتی دیگر باتوم، چماق، کابل و چاقو.

چرایی و فلسفه به‌ کار‌گیری این چماق‌ها و کابل‌ها در پایگاه‌های بسیج و جلسات هادیان سیاسی تئوریزه می‌شود تا هریک از این چماقداران برای تقرب به اهل‌بیت، در رکاب ولی‌امر سربازی کنند.

مدارس طالبان در پاکستان و افغانستان نیز در مقیاسی رادیکال‌تر، همین کارکرد را دارند؛ تربیت طالبانی نوجوانانی که در سودای بهشت، کمربند انفجاری به خود می‌بندند. همان کاری که در فلسطین نیز انجام می‌شود و جمهوری اسلامی آن را عملیات «شهادت‌طلبانه» می‌خواند.

آموزه‌های رادیکال مذهبی، یگانه عامل انگیزشی نیرو‌های بسیج و طالبان است، با این تفاوت که بسیج فعلن با چوب و چماق به جنگ «محاربان» آمده و طالبان سال‌هاست که با بمب و تفنگ با دشمنان اسلام می‌جنگند.

جمهوری اسلامی در خشکاندن مغز نوجوانان  چندان تفاوتی با طالبانی که وحشت در دل جهانیان افکنده، ندارد. تنها تفاوت در موقعیت جفرافیایی و فرهنگی است، وگرنه این نظام اسلامی دقیقن همان راهی را می‌رفت که طالبان رفته است.

پنجم بهمن ماه سال ۱۳۸۸

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

وبلاگ‌ها

دنبال کننده ها

کتاب‌ها

  • مائو داستان ناشناخته/ جان هالیدی/ ثالث
  • جدال قدیم و جدید/ جواد طباطبایی/ ثالث
  • سرزمین‌های شبح‌زده/ تینا روزنبرگ/ ثالث
  • تجدد بومی/ محمد توکلی طرقی/ تاریخ ایران
  • مکتب در فرایند تکامل/ حسین مدرسی/ کویر
  • گذار از مدرنیته؟/ شاهرخ حقیقی/ نشر آگاه
  • روح پراگ/ ایوان کلیما/ نشر آگه

فیلم‌ها

  • آغوش‌های شکسته/ کارگردان: پدرو آلمادوآر
  • شاترآیلند/ کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • کتاب الی/ کارگردان: آلبرت و آلن هیوز
  • آواتار/ کارگردان: جیمز کامرون
  • نه (9)/ کارگردان: باب مارشال
  • زیرزمین/ کارگردان؛ امیر کاستاریکا
  • خانه خنجر‌های پران/ کارگردان؛ ژانگ ئیمو
  • نفرین گل طلائی/ کارگردان؛ ژانگ ئیمو
  • بدرود محبوب ابدی من/ کارگردان؛ چن کایگه
  • سفر گروه موسیقی/ کارگردان؛اران کولیرین
  • شاخ به شاخ/ کارگردان؛ فاتح آکین
  • پیر پسر/ کارگردان؛ چن ووک پارک
  • ممنتو/ کارگردان؛ کریستوفر نولان
  • دوشنبه‌ها زیر آفتاب/ کارگردان؛فرناندو آرانوا
  • والس با بشیر/ کارگردان؛آری فولمن
  • کتاب‌خوان/ کارگردان؛استفن دالدری