اجرای بی سر و صدای پیشنهاد‌ هاشمی رفسنجانی

اکبر هاشمی رفسنجانی ۲۶تیرماه در خطبه‌های نماز جمعه پیشنهاد کرد جمهوری اسلامی برای برون رفت از بحرانی که خود عامل آن است، زندانیان سیاسی را آزاد کند، از آسیب‌دیدگان دلجویی کند و فضایی باز برای اظهارنظر مخالفان فراهم کند.

پس از آن شدت فشار‌ هواداران دولت کودتا علیه رئیس مجلس خبرگان رهبری و خانواده‌اش افزایش یافت و علی خامنه‌ای، او و برخی دیگر از رهبران اصلاحات را جز خواص «مردودی» برشمرد.

چند ماه بعد، هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، طرح دیگری برای خروج جمهوری اسلامی از بحران تهیه کرد که هواداران دولت کودتا اجرای آن را منوط به نظر علی خامنه‌ای کردند.

فعالان سیاسی چند روزی درباره برخی زوایای این طرح که جزئیات آن تاکنون منتشر نشده است، اظهارنظر کردند تا اینکه دومین بسته پیشنهادی آقای هاشمی در افکار عمومی به فراموشی سپرده شد.

در پس این فراموشی اما، به نظر می‌رسد که طرح و پیشنهاد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی علی خامنه‌ای پذیرفته شده و در حال اجراست.

زندانیان سیاسی با وثیقه‌های ریز و درشت آزاد می‌شوند، بازداشت برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب فروکش کرده و محاکمه علنی بازداشت‌شدگان متوقف شده است و از همه مهمتر آنکه زمزمه‌های برخورد با سعید مرتضوی دادستان سابق تهران نیز به گوش می‌رسد.

اینکه چرا بسته پیشنهادی آقای هاشمی پس از چند ماه پذیرفته شده و به اجرا گذاشته می‌شود، پاسخش تا چند روز دیگر مشخص خواهد شد؛ هرچند که میرحسین موسوی در بیانیه پانزدهم خود به زیرکی اشاره‌ای به آن کرده است.
پنجم آذر ماه سال ۱۳۸۸

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

آغاز جنگ غیابی احمدی‌نژاد با لاریجانی و قالیباف

براساس یک عرف سیاسی نه‌چندان قدیمی در ایران که مبدع و مبتکر آن را نمی‌شناسم، تسویه حساب‌های سیاسی و تصمیم‌هایی که منجر به بروز زلزله‌های سیاسی و اجتماعی می‌شود، همواره در غیاب رئیس جمهوری رخ داده است.

دوران طلایی این عرف سیاسی مربوط به دوره هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی است که به محض خروج وی از کشور، بحران‌های عجیب و غریب دستگیری‌ها، بمب‌گذاری‌ها و دخالت‌های نهاد‌های موازی در امور اجرایی اوج می‌گرفت.

با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴این عرف سیاسی به خاطر سفر‌های کم‌شمار خارجی وی و یک‌دست بودن حاکمیت به پایین‌ترین حد ممکن رسید، اما در دوره چهار ساله دوم زمامداری وی که با کودتا محقق شده است، نشانه‌هایی از بازگشت این عرف دیده می‌شود.

غیبت پنج روزه محمود احمدی‌نژاد در کشور به علت سفر به آمریکای لاتین، با توقیف روزنامه پرشمار همشهری و تعطیلی «خود خواسته» روزنامه خبر همراه شده است.

روزنامه خبر از نشریه‌های نزدیک به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و روزنامه همشهری ارگان شهرداری تهران (محمدباقر قالیباف) از روز گذشته به مدت نامعلومی از انتشار باز ایستاند.

این دو روزنامه از منتقدان محافظه‌کار دولت احمدی‌نژاد به شمار می‌روند که فشار‌های پیدا و پنهان سیاسی مانع انتشار آنها شده است.

توقیف این نشریات را باید دور جدیدی از آغاز تهدید‌های دولت کودتا علیه محافظه‌کاران منتقد دولت ارزیابی کرد. آغاز و ادامه این تهدید‌ها بی‌تردید منجر به تعمیق شکاف میان محافظه‌کاران طبقه حاکم و محافظه‌کاران هیات حاکم خواهد شد.

موضع‌گیری صریح علی لاریجانی پس از پنج ماه سکوت در انتقاد از «تهمت‌ها و حملات» علیه هاشمی رفسنجانی تنها چند ساعت پس از اعلام توقف انتشار روزنامه خبر، «پاتک» رئیس مجلس شورای اسلامی به «تک» دولت کودتا بود.

در روز‌های آینده نیز باید منتظر پاسخ محمدباقر قالیباف به این حمله دولت کودتا بود.

دوم آذر ماه سال ۱۳۸۸

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

چه کسی از مرگ علی کردان سود می‌برد؟

علی کردان، وزیر پیشین کشور، در اثر بیماری «سرطان خون، ریه و آنفلوآنزای نوع آ» درگذشت. عجایب در جمهوری اسلامی کم نبوده و نیست، بیماری و البته مرگ غیرمنتظره کردان را هم باید در زمره همین عجایب دانست.

کردان، جنجالی‌ترین عضو کابینه احمدی‌نژاد به شمار می‌رفت، او بی آنکه بخواهد، قربانی لجاجت کودکانه‌ای شد که نتیجه‌اش، جز رفتن آبروی او، دولت و نظام جمهوری اسلامی نبود.

بیماری و مرگ علی کردان اگر غیرمنتظره و اتفاقی هم نباشد، در شرایط حاضر، یکی از فرصت‌های کم‌مایه دولت محمود احمدی‌نژاد و جمهوری اسلامی  برای ادامه شعبده‌بازی‌‌ها است.

حال و روز وضعیت جمهوری اسلامی پس از انتخابات، جدا از وضعیت و سرنوشت جسمی کردان نیست. این نظام «مقدس» با عمیق‌ترین بحران مشروعیت طی ۳۰سال گذشته مواجه است، به همین خاطر هم هست که رهبران آن در توصیف این وضعیت، ترجیح می‌دهند واژه «فتنه» به کار ببرند تا «بحران.»

باورمندان اگر همچنان معتقدند که جمهوری اسلامی برآمده از «معجزه‌ای الهی» است، باید این را هم بپذیرند که دوام و حیات آن در شرایط فعلی هم  به «معجزه‌ای الهی» نیاز دارد، در غیر این صورت باید گوش‌های خود را آماده شنیدن شکسته شدن کامل استخوان‌های حکومت اسلامی کنند.

جمهوری اسلامی تنها یک «معجزه» برای مردم ایران داشت، آن‌هم «انقلاب اسلامی» سال ۱۳۵۷بود. از آن زمان تاکنون رهبران آن، تلاش‌های فراوان کردند با شعبده‌بازی‌ از «طبس و ماه» معجزه‌ای در اثبات «حقانیت» خود دست و پا کنند.

این شعبده‌بازی‌ها در کسوت «امام اسب سوار» در جبهه‌های «حق علیه باطل» دیده شد و بعد از پایان جنگ نیز حیات خود را در کسوت دیگری ادامه داد.

پایان جنگ، نقطه آغازی بود برای رودررویی «ارزش‌ها و خرافه‌های اسلامی» با «ارزش‌های جهان مدرن».
شعبده‌بازی‌های «خرافي» رهبران جمهوری اسلامی نیز از این زمان رفته‌رفته جای خود را به شعبده‌بازی‌های «سیاسی و امنیتی» داد.

میزان و گستردگی شعبده‌های «سیاسی-‌امنیتی» دوران پس از جنگ، کمتر از شعبده‌های «ارزشی- خرافی» نیست، به همین خاطر هم هست که شعبده «حلول تصویر آیت‌الله خمینی در ماه» به اندازه «مرگ طبیعی احمد خمینی» برای مردم مضحک و خنده‌دار است.

خرگوش درآوردن‌های جمهوری اسلامی بعد از انتخابات، کماکان به همان سبک و سیاق گذشته ادامه دارد. بحران حاضر، رهبران این نظام را وادار کرده که برای رهایی از آن، تمام نمایشنامه‌های سیاسی و امنیتی خود را مجددن اجرا کند.

سقوط مرگبار هواپیمای توپولوف در قزوین، انفجار انتحاری در سیستان و بلوچستان، اعدام‌ها در کردستان، بحران آنفلوآنزای خوکی، لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، تشدید بحران اتمی ایران، برقراری رابطه با آمریکا و البته بیماری و مرگ علی کردان را دست‌کم بخشی از افکار عمومی، فرصت خوبی برای شعبده‌بازی‌های احمدی‌نژاد و جمهوری اسلامی می‌دانند.

تداوم حرکت «سبز»‌ مردم ایران نشان داد که این شعبده‌های سیاسی- امنیتی نیز به پایان رسیده است. جمهوری اسلامی برای نجات از این وضعیت، نیاز به «معجزه‌» دارد، خرگوش درآوردن‌های مقطعی از کلاه سیاست و امنیت، چاره کار رهایی این نظام «مقدس» از بحران موجود نیست.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

سناریوی جدید ستاد کودتا؛ حذف مرتضوی، انتقام سعید امامی

علیرضا زاکانی بنابر گزارش‌های تائید نشده، یکی از عوامل سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات به شمار می‌رود که در جمع دانشجویان دانشگاه «امام صادق» برخی مسائل «پشت پرده» چند ماه اخیر را بازگو کرده است.

بخش‌هایی از اظهارات این نماینده مجلس در روز‌های آینده تکذیب خواهد شد، اما آنچه که در صحبت‌های او مهم به نظر می‌رسد، وجود پاره‌ای اعترافات به واقعیات‌های است که از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی «نادیده» گرفته می‌شود.

آقای زاکانی با تمجید از اقدمات نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی گفته که نتیجه تلاش‌های آنها باعث شده جمعیت ۱۰۰هزار نفری معترضان در روز ۱۳آبان با هفت تا هشت هزار نفر کاهش یابد!!

در صورتی که ادعای آقای زاکانی را بپذیریم، باید گفته‌های مقام‌های جمهوری اسلامی در «اراذل و اوباش» خواندن آن ۱۰۰هزار نفر! را رد کرده و آنها را جز مردم به حساب آوریم.

با این نتیجه‌گیری آن وقت می‌توان گفت که نیرو‌های امنیتی با گلوله، صدای مردی که به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند را «خفه» کرده‌اند!؟

آقای زاکانی گفته که جمهوری اسلامی در حوادث اخیر در بخش رسانه‌ای موفق عمل نکرده است، چرا که به گفته او از ۸۰۰رای شمارش شده صندوق سازمان صدا و سیما، ۷۵۰ نفر به میرحسین موسوی رای داده بودند.

او همچنین در توجیه اخراج ده‌ها تن از مدیران ارشد وزارت اطلاعات، گفته که جریان‌هایی در این وزارتخانه «آشوب‌های» پس از انتخابات را هدایت می‌کرده‌اند.

نهاد‌های مرتبط با دولت کودتا معتقدند که قتل ندا آقاسلطان به دست گروهی از مخالفان احمدی‌نژاد در وزارت اطلاعات صورت گرفته که پرونده سازی‌ها در این‌باره همچنان ادامه دارد.

 آنها همچنین معتقدند که «سناریو»ی قتل و سوزاندن ترانه موسوی نیز زیرنظر مدیران مخالفت احمدی‌نژاد در وزارت اطلاعات صورت گرفته، اما به خاطر تکمیل نبودن پرونده و برخی ملاحظات از رسانه‌ای کردن این موضوع تاکنون خودداری کرده‌اند.

آقای زاکانی در بخش دیگری از اظهارات خود سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را «عنصری نامطلوب» معرفی کرده که به گفته آن به راحتی با «دوم خردادی»ها هماهنگ می‌شده است.

هرچند زاکانی از گذشته‌ها دل‌ خوشی از مرتضوی ندارد، اما پرسش اینجاست که چرا تلاش می‌کند دادستان سابق تهران را به «هماهنگی» با اصلاح‌طلبان متهم کند؟

اگر گزارش‌ها در مورد نگهدای مرتضوی در بند  ۲۰۹زندان اوین تائید شود، با اظهارات آقای زاکانی باید در انتظار کشف یک «غده سرطانی» دیگر در سیستم قضایی و اطلاعاتی کشور بود.

ستاد کودتا تلاش دارد با مرتبط کردن سعید مرتضوی به اصلاح‌طلبان به ویژه مدیران «اصلاح‌طلب» وزارت اطلاعات که بسیاری از آنها از کار برکنار شده‌اند در وهله اول او را قربانی کند تا حوادث کهریزک و دیگر مسائل را، کار گروهی «خودسر» در قوه قضائیه معرفی کند و در وهله دوم با متهم کردن برخی مدیران «اصلاح‌طلب» وزارت اطلاعات به دست داشتن در حوادث اخیر، انتقام سعید امامی را از آنها بگیرد.

فرا رسیدن سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای شاید بهترین زمان باشد که ستاد کودتا با یک تیر دو نشان بزند؛ حذف سعید مرتضوی مهره سوخته نظام و انتقام‌گیری از مدیران «اصلاح‌طلب» وزارت اطلاعات.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

تلاش مشترک وب‌سایت آینده و هاشمی رفسنجانی

وب‌سایت آینده که تلاش می‌کند هرگونه وابستگی به نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی را تکذیب کند، یکی از معدود پایگاه‌های اطلاع‌رسانی منتقدان دولت محمود احمدی‌نژاد به شمار می‌رود.

این وب‌سایت در حوادث پس از انتخابات، مدتی در اختیار نیرو‌های امنیتی طرفدار دولت کودتا قرار گرفت، اما پس از مدتی مدیریت آن با صاحبان اصلی‌اش بازگردانده شد.

وب‌سایت آینده در جریان اطلاع‌رسانی و انتقاد از وضعیت موجود، در لابه‌لای مطالبی که منتشر می‌کند، تلاش دارد تا دامن آیت‌الله خامنه‌ای را از حوادث ناگواری که طی پنج ماه گذشته رخ داده است، پاک کند.

این وب‌سایت تلاش می‌کند با جدا کردن صف موافقان دولت و آقای خامنه‌ای، این‌گونه القاء کند که هیچ‌یک از حوادث پس از انتخابات، مورد تائید رهبر جمهوری اسلامی نیست و گروهی بیگانه با آرمان‌های انقلاب، خودسرانه دست به این اقدامات زده‌اند.

سیاست اطلاع‌رسانی وب‌سایت آینده، دقیقن همان سیاستی است که اکبر هاشمی رفسنجانی در ۲۰ سال گذشته، به خصوص در پنج ماه اخیر در خصوص رهبر جمهوری اسلامی اتخاذ کرده است.

نگاهی به سخنرانی‌های آقای هاشمی در این مدت نشان می‌دهد که وی نیز معتقد است که مسئولیت بسیاری از حوادث پس از انتخابات متوجه وفاداران دولت محمود احمدی‌نژاد است و آقای خامنه‌ای این حوادث را تائید نمی‌کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تلاش دارد با تعریف و تمجید از موقعیت و شخصیت آقای خامنه‌ای، او را وادار به اتخاذ موضعی نزدیک به موضع مردم کند؛ اما نتیجه تمام این تعریف و تمجید‌ها تاکنون خوشایند آقای هاشمی نبوده است.

این تلاش و تمایل در رسانه‌ای که منتسب به نزدیکان اکبر هاشمی است (در پنج ماه گذشته) نیز به  روشنی دیده می‌شود.

به برخی از عناوین اختصاصی وب‌سایت آینده در سه ماه گذشته دقت کنید:
دوستان نادان و سوء استفاده از اعتبار آیت‌ا... خامنه‌ای
ترویج مخالفت با رهبری به سود نظام نیست
تخریب خانوادگی همزمان نظام و رهبری از تهران و پاریس
تاثیر ابتکار رهبر انقلاب در جهت اقناع نخبگان
پاسخ دندان‌شکن رهبرانقلاب به سناریوسازان امنیتی و رسانه‌ای
مخالفت نخبگان با نظام است یا احمدی‌نژاد؟
آیا ذوب‌شدگان برای نظر رهبر انقلاب ارزش قائلند؟
رهبر انقلاب و جذب حداکثری

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

روشنفکران غایب، علمای خفته

بی‌سابقه‌ترین غیبت روشنفکران و علما در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران طی ۱۰۰سال گذشته را باید مربوط به حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دانست.

ماه‌ها از شکل‌گیری جریانی تاریخ‌ساز در ایران می‌گذرد و از حضور روشنفکران و علمای اسلام در آن چندان خبری نیست. انتشار چند مقاله از روشنفکران و بیانیه‌های چند مجتهد از حکومت رانده شده نیز نتوانسته حجابی بر این غیبت بپوشاند.

دردوران مشروطه، هرچند که صف روشنفکران و علما از یکدیگر جدا بود، اما تاثیر هر یک از آنها در تعیین سرنوشت اولین جنبش آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی مردم ایران امری انکار ناپذیر است.

در جریان حوادث اخیر ایران چه کسی می‌تواند شخصیت‌های مشابه آیت‌الله بهبهانی، آیت‌الله طباطبایی و آیت‌الله نائینی را پیدا کند. کار حتی به جایی رسیده که احدی از علما شجاعت بازی در نقش شیخ فضل‌الله نوری در حمایت از جمهوری اسلامی را هم ندارد.

روشنفکران این روزگار نیز حال و روزی مشابه علما دارند، هرچند که علت «خفتگی» آنها نه از بیم «معیشت» بلکه از بیم «جان» است، اما این همه سکوت رخوت‌انگیز و مرگبار، شایسته کسانی نیست که خود را جزء این طبقه می‌دانند.

سکوت روشنفکران داخل ایران شاید قابل قبول باشد، اما کم نبوده و نیستند روشنفکران خارج نشینی که آثارشان در ۱۰سال گذشته کتاب بالینی دانشجویان و فعالان سیاسی بوده و در شرایط حاضر لب فرو بسته‌اند.

اگر علمای اسلام از بیم آوار شدن سقف معیشتی که بر ستون شریعت بنا کرده‌اند، سکوت اختیار کرده و سخنی بر زبان نمی‌آورند، پس فلسفه «خفتگی» روشنفکران (به ویژه روشنفکران خارج‌نشین) چیست؟

در مشروطه کم نبودند روشنفکرانی که خارج‌نشین بودند، اما حاضر نشدند به بهانه تداخل کار «دانشگاهی در سیاست» در برابر استبداد شاهی سکوت کنند.

نقش ۱۰۰سال گذشته روشنفکرانی چون فتحعلی آخوندزاده، یوسف‌خان مستشارالدوله، ملکم‌خان ناظم‌الدوله و عبدالرحیم طالبوف بر همگان روشن است، اما پرسش این است که کدام روشنفکر امروزی که دست‌کم یک مقاله در نقد خطاهای سلف خویش به نگارش درآورده، توانسته نقشی که آنها در ده‌ها سال پیش بازی کرده‌اند را در شرایط امروز بازی کند.

تعداد مقالاتی که مجموع روشنفکران ایرانی در نقد و بررسی پنج ماهه تحولات ایران نوشته‌اند، کمتر از تعداد انگشتان دو دست است.

مراد انتقاد‌ها از غیبت این دو طبقه، نفی نقش تاریخی و ایجابی روشنفکران و نقش سلبی مجتهدان و حکومت دینی در شکل‌گیری تحولات اخیر نیست، بلکه یادآوری اقتضای کار روشنفکری و نقش سنتی روحانیون در تاریخ ایران است که در امروز نشانه‌ای از آن در دست نیست.

غیبت علما و مجتهدان در تحولات اخیر به هزار و یک دلیل پیدا و پنهان موجه است، اما این سکوت روشنفکران است که نمی‌توان دلیل موجهی برای آن یافت.

روشنفکران در شرایطی در صحنه تحولات اخیر ایران غایب هستند که در ۱۰۰سال گذشته چنین موقعیتی استثنایی برای آنها فراهم نبوده است.

جنبشی که در شرایط کنونی، رهبری معنوی تحولات را بر عهده دارد، دانش‌آموخته مستقیم و غیرمستقیم روشنفکرانی است که از ۱۰۰سال گذشته به این سو، تلاش داشته‌اند تا جامعه‌ای عاری از استبداد و سرشار از آزادی بسازند.

حال که این جنبش، مجری ایده‌ها و آرمان‌های تحقق نیافته تاریخ روشنفکری ایران شده است، غیبت روشنفکران برای تحلیل واقعی شرایط موجود و ترسیم آینده‌ای روشن، خطایی بزرگ و تاریخی است.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

امیدوار به آینده‌ای بی تار عنکبوت

به اندازه کافی در این سال‌ها، زندگی‌ام به سیاست آلوده شده بود که انتخابات ریاست جمهوری دهم، آن را آلوده‌تر کرد.

 ماه‌ها است که در حوالی زندگی‌ام نه از فیلم خبری هست و نه از کتاب؛ البته اگر فیلم و کتاب خوبی در میان باشد و حوصله‌ای برای دیدن و خواندن.

روز‌ها می‌آیند و می‌روند بدون آنکه از نحوه زیستن در آن راضی باشیم، نیم‌نگاهی به آینده‌ای داریم که در روز‌گاری نه‌چندان دور، تار عنکبوتی بر آن تنیده نشده باشد.

این «تار» محصول قرن‌ها، سال‌ها و البته تاریخی است که به این زودی‌ها رهایی از آن ممکن نیست. تاریخی که صد سال پیش نیز سرآمدگان آن دوران در پی خلاصی از آن بودند، اما نتیجه‌اش ده‌ها سال بعد شد؛ نظام جمهوری اسلامی ایران.

اما بی‌اعتنا به نتیجه صد سال گذشته، امیدوارم به آنچه که در پنج ماه اخیر روی داده و آینده‌اش. هرچند که در آن کتاب، فیلم و سینما در مقطعی نباشد.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

منتخبی از کارتون‌های حوادث پس از انتخابات


منبع: کاگل

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

وبلاگ‌ها

دسته‌ها

آرشیو

کتاب‌ها

  • مائو داستان ناشناخته/ جان هالیدی/ ثالث
  • جدال قدیم و جدید/ جواد طباطبایی/ ثالث
  • سرزمین‌های شبح‌زده/ تینا روزنبرگ/ ثالث
  • تجدد بومی/ محمد توکلی طرقی/ تاریخ ایران
  • مکتب در فرایند تکامل/ حسین مدرسی/ کویر
  • گذار از مدرنیته؟/ شاهرخ حقیقی/ نشر آگاه
  • روح پراگ/ ایوان کلیما/ نشر آگه

فیلم‌ها

  • زیرزمین/ کارگردان؛ امیر کاستاریکا
  • خانه خنجر‌های پران/ کارگردان؛ ژانگ ئیمو
  • نفرین گل طلائی/ کارگردان؛ ژانگ ئیمو
  • بدرود محبوب ابدی من/ کارگردان؛ چن کایگه
  • سفر گروه موسیقی/ کارگردان؛اران کولیرین
  • شاخ به شاخ/ کارگردان؛ فاتح آکین
  • پیر پسر/ کارگردان؛ چن ووک پارک
  • ممنتو/ کارگردان؛ کریستوفر نولان
  • دوشنبه‌ها زیر آفتاب/ کارگردان؛فرناندو آرانوا
  • والس با بشیر/ کارگردان؛آری فولمن
  • کتاب‌خوان/ کارگردان؛استفن دالدری