نوری‌زاد؛ مردی که «احمق» نماند

محمد نوری‌زاد را پیش از ۱۵ سال است که با نوشته‌هایش در صفحه ۱۴ روزنامه کیهان می‌شناسم.

سال‌ها بود که از او چندان خبری نداشتم، تا اینکه چند ماه مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران، در وبلاگش انتقاد‌های تندی علیه مراجع تقلید شیعه مطرح کرد که باردیگر سر زبان‌ها افتاد.

برای من دشوار نبود که بپذیرم محمد نوری‌زاد با آن سابقه دین‌داری و ارادت به امامان شیعه چنین تیغ تیز نقد و نفی به روی برخی مراجع تقلید شیعه بکشد.

نوشته‌های نوری‌زاد نشان می‌دهد که او همچون بسیاری دیگر از «باورمندان سابق مذهبی» به این نتیجه رسیده که سیستم کهنه و فرسوده حوزه علمیه قم توان اداره جامعه انسانی را ندارد.

او پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، یادداشت‌های تاثیرگذاری در اعتراض به وضعیت موجود نوشته که دو نامه‌اش به آیت‌الله علی خامنه‌ای گل سرسبد آنها است.

در نامه دوم محمد نوری‌زاد(+) خطاب به آقای خامنه‌ای آمده که که حسین شریعتمداری، محمدحسین صفارهرندی، صادق محصولی، محمدجواد لاریجانی و غلامعلی حدادعادل دوستان نظام جمهوری اسلامی و رهبر جمهوری اسلامی نیستند.

او به آقای خامنه‌ای نوشته که باید باور کند دوستان واقعی جمهوری اسلامی میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی هستند.

نوری‌زاد این نامه را در شرایطی نوشته که در دورانی که محمد خاتمی در قدرت بود، با همکاری صدا و سیما سریالی ساخت با نام «پروانه‌ها نمي‌نويسند» که تلاشی برای شبیه‌سازی چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب با شخصیت‌های منفی تاریخ شیعه همچون «شمر،عمرسعد، خولي، طلحه و زبير» بود.

نوری‌زاد، امروز نگاهی متفاوت از گذشته‌ها دارد؛ تغییر نگاه او را می‌فهمم و معتقدم که اگر او «تغییر» نمی‌کرد جزو «احمق‌هایی» بود که هرگز «تغییر» نمی‌کنند.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

خشونت و رنگ‌ پذیری؛ پاشنه آشیل جنبش سبز


خشونت پاشنه آشیل جنبش سبز است، همان سیاستی که نظام جمهوری اسلامی و مقام‌های امنیتی و نظامی در چهار ماه گذشته در پی آن بوده‌ و هستند تا به بهانه آن، سرکوب معترضان را تشدید کنند.
آنچه که در مراسم ۱۳ آبان روی داد، نشانه‌ای ضعیف از آفت «خشونت‌طلبی» و «افراطی‌گری» در بدنه جنبش سبز است. هرچند که معتقد به مقداری خشونت برای دفاع هستم، اما گسترش دامنه آن را چندان برای آینده جنبش سبز امیدوارکننده نمی‌بینیم.
حرکت جنبش سبز به سوی «خشونت»، در وهله اول دست نظام جمهوری اسلامی برای ادامه بهانه‌جویی و اتهام‌افکنی‌ها علیه این جنبش را باز می‌گذارد و در وهله دوم منجر به «نهادینه» شدن رفتار خشونت‌بار در بدنه جنبش سبز می‌شود.
سال‌ها و شاید ماه‌ها بعد، وقتی جنبش سبز به آروز‌های دیرین خود رسید، مسئله‌ای که  تهدیدی بزرگ برای آن به شمار خواهد رفت، شبیه شدن رفتار، مواضع و گفتارش به حاکمان جمهوری اسلامی است.
در مبارزه سیاسی باید هوشیار بود تا رنگ و بو و سبک و سیاق مخالف خود را نگرفت.
 راه و روش ما هرچند ممکن است در برهه‌ای با خشونت همراه شود، اما «منطق، اعتدال و هوشیاری» لازمه به ثمر رسیدن آن و رهایی از وضعیت کنونی است.

Balatarin Donbaleh Mohandes Delicious Digg Stumbleupon Furl Friendfeed Twitter Facebook Greader Addthis to other Subscribe to Feed

وبلاگ‌ها

دنبال کننده ها

کتاب‌ها

  • مائو داستان ناشناخته/ جان هالیدی/ ثالث
  • جدال قدیم و جدید/ جواد طباطبایی/ ثالث
  • سرزمین‌های شبح‌زده/ تینا روزنبرگ/ ثالث
  • تجدد بومی/ محمد توکلی طرقی/ تاریخ ایران
  • مکتب در فرایند تکامل/ حسین مدرسی/ کویر
  • گذار از مدرنیته؟/ شاهرخ حقیقی/ نشر آگاه
  • روح پراگ/ ایوان کلیما/ نشر آگه

فیلم‌ها

  • آغوش‌های شکسته/ کارگردان: پدرو آلمادوآر
  • شاترآیلند/ کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • کتاب الی/ کارگردان: آلبرت و آلن هیوز
  • آواتار/ کارگردان: جیمز کامرون
  • نه (9)/ کارگردان: باب مارشال
  • زیرزمین/ کارگردان؛ امیر کاستاریکا
  • خانه خنجر‌های پران/ کارگردان؛ ژانگ ئیمو
  • نفرین گل طلائی/ کارگردان؛ ژانگ ئیمو
  • بدرود محبوب ابدی من/ کارگردان؛ چن کایگه
  • سفر گروه موسیقی/ کارگردان؛اران کولیرین
  • شاخ به شاخ/ کارگردان؛ فاتح آکین
  • پیر پسر/ کارگردان؛ چن ووک پارک
  • ممنتو/ کارگردان؛ کریستوفر نولان
  • دوشنبه‌ها زیر آفتاب/ کارگردان؛فرناندو آرانوا
  • والس با بشیر/ کارگردان؛آری فولمن
  • کتاب‌خوان/ کارگردان؛استفن دالدری